صلح از دیدگاه اسلام

م
محمد ادریس تائب
Author
1 min read
49
صلح از دیدگاه اسلام

صلح در اسلام

اسلام عزیز همواره ادعای ایجاد زندگی مقتضی با طبع و خواسته های فطری و طبیعی انسان ها را داشته و همواره آنرا در عمل ثابت نموده است. یکی دیگر از نیاز های طبیعی بشر برای ادامهٔ حیات و برقراری عدالت در جامعه صلح است زیرا فقط در صورت موجودیت و کمال آنست که انسان میتواند به تعالی فکری و روحی رسیده و زمینه های تفکر و تعقل در ذات خود و جهان هستی و در نتیجه شناخت الهی رسیده و نیاز های مادی و معنوی خود را تشخیص بدهد.

اسلام صلح را پذیرفته و اهمیت آن را بخوبی درک نموده و مسلمانان را بدان فرا میخواند و صلح در اسلام دارای ابعاد و جوانب گوناگون بوده و تمام جوانب زندگی مسلمانان از قبیل زندگی فردی،‌ اجتماعی و سیاسی را پوشش میدهد. طوری که در سطح فردی به صورت بسیار ماهرانه میان غرایز ذاتی انسان و اخلاق و نظم اجتماعی سازگاری برقرار میکند بدون اینکه از غرایز انسان انکار نماید ویا اخلاق و نظم اجتماعی را نقض نماید. همچنین در روابط انسان با اعضای فامیل وی را به صلح و گذشت دعوت نموده و آن را خیر کثیر دانسته است. علاوتاً روابط انسان با سایر اعضای جامعه را نیز مبتنی بر صلح،‌ همدردی، تعاون، محبت و نوع دوستی دانسته و مسلمانان را از تعصبات قومی و زبانی و نژادی منع مینماید و حتی این اختلافات را از شدت قباحت به کفر شباهت میدهد. و در نهایت روابط مسلمانان را با جوامع و قلمرو های غیر اسلامی مبتنی بر اساس و اصل صلح و روابط حسنه دانسته و از تجاوز و کشور گشایی مسلمانان را منع می نماید. و حتی اگر کشوری به مسلمانان حمله نماید ولی در مقابل نیروی ایمانی و جهاد مسلمانان عاجز بماند و خواهان صلح گردد، مسلمانان مکلف به لبیک گفتن به وی هستند و ادامهٔ تعرض بعد از صلح خواهی دشمن از نظر اسلام جایز نیست.

البته صلح خواهی اسلام هیچ گاهی به معنای انفعال پذیرش ظلم و تعدی و تجاوز متجاوزین نبوده، و در صورت تجاوز دشمنان، مسلمانان رامکلف به اقامهٔ فریضهٔ جهاد و نابودی سنگر های دشمن و زدودن فتنهٔ آنها نموده که سکوت سکون و بی تفاوتی در این صورت گناه کبیره خواهد بود.

تعریف صلح

صلح اسم مصدر است و مصدر آن صلاح است، که در لغت به معنی ضد فساد آمده و جمع آن صلحا است. واژهٔ صلح اسم مصدر بوده و مصدر آن صلحا است به معنی مصالحه و پایان دادن به خصومت و جنگ و نیز به معنی سازش و توافق کردن با طرف مقابل است. راغب اصفهانی میگوید معنای ویژهٔ صلح بر طرف کردن نفرت و اختلاف موجوده میان مردم است، تا در سایهٔ آن وحدت و شرایط مسالمت آمیز فراهم شود.

صلح در اصطلاح با توجه به متعلق آن تعریف های متنوعی دارد.

الف: صلح در ساحهٔ معاملات به معنای پیمانی است که میان طرفین منازع ایجاد میشود و به دلیل نص و اجماع جایز بوده و عمل بدان لازمی است. در این حالت میتواند برای تملیک عین، منفعت، و اسقاط دین و حق کار برد دارد که میتواند به مقابل عوض باشد یا بصورت مجانی، برای تراضی و تسالم میان طرفین ایجاد شده است.

ب: در عرف مردم و اصطلاح سیاسی بار معنایی خاص دارد که در حل منازعات بین المللی و کشوری به کار میرود. حال ممکن است در برابر این صلح عوض معین شود یا نشود. سِلم یا سَلم نیز یکی از الفاظی است که معادل صلح بوده و در متون اسلامی جهت صلح میان متاخصمین بکار میرود.

ج: گاهی نیز به معنای زدودن اختلافات میان مذاهب بکار میرود که نه تنها برای از بین بردن و خاموش کردن درگیری، بلکه جهت تقریب مذاهب و زدودن اختلافات و مسائل علمی میان آن ها نیز کاربرد دارد.

قرآنکریم بار ها و بصورت مستقیم یا غیر مستقیم با استفاده از واژه های صلح وسلم مسلمانان و سایر ملت ها را دعوت نموده تا تفرقه و اختلاف میان خود را کنار گذاریده و راه های مسالمت آمز و هم پذیری را را در پیش گیرند. که این خود بیانگر آنست که صلح در اسلام اصل و مقصد بوده و جنگ حالت استثنایی و عارض است و لازم است با دفع خطر و برقراری صلح و آرامش، خشونت و جنگ خاتمه یابد. همانطور که میدانیم صلح در اسلام شامل تمام ابعاد زندگ انسان میشود که در ذیل بصورت اجمالی به ذکر مواردی از آن میپردازیم.

1. صلح در روابط فردی

جای انکار نیست که انسان موجود دو بعدی بوده و همواره میان بعد مادی و معنوی انسان تنازع و ناسازگاری پیش می آید و در صورتی که نظم و صلح میان این در علاقهٔ متضاد انسان به میان نیاید ممکن است افراط ویا تفریطی صورت گرفته و یکی از اینها قربانی دیگری شود. که در این صورت انسان به کمال و سعادت و خوشبختی و رضایت دست نخواهد یافت. ولی اسلام عزیز بدون انکار ویا سرکوب غیرایز طبیعی انسان، آن را به گونهٔ مشروع و بدور از هر گونه تعدی به نظم اجتماعی یا اخلاقی و بدون ضیاع حقوق دیگران اشباع میکند به طور مثال میدانیم که انسان غریزتاً خواستار ثروت و امکانات مادی بوده ولی اخلاق وی را به قناعت و احترام به حقوق و ملکیت دیگران دعوت میکند. شریعت اسلام با برقراری رابطهٔ نیکو میان این تمایل متضاد انسان را از کسب و دستاورد های حرام و اتلاف و ضیاع حق دیگران مانند سود، قمار، سرقت و... منع نموده ولی جهت اشباع میل باطنی انسان به ثروت، وی را تشویق به کار کردن و تجارت و درامد زایی حلال دعوت نموده و آنرا از جملهٔ عبادات و مستحق پاداش اخروی نیز دانسته است. چنانچه میفرماید

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا ۗ وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا ۚ فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىٰ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَمَنْ عَادَ فَأُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ275

کسانی که ربا می خورند (روز قیامت از گور) بر نمی خیزند؛ مگر مانند برخاستن کسی که بر اثر تماس شیطان دیوانه شده و (نمی تواند تعادل خود را حفظ کند) این بدان سبب است که آنان گفتند: «همانا داد و ستد هم مثل ربا است» و در حالی که الله داد و ستد را حلال کرده و ربا را حرام نموده است. پس همانا هر کس که از (جانب) پروردگارش پندی به او برسد، آنگاه (از ربا خواری) باز ایستاد، آنچه گذشته و (قبل از نزول حکم دریافت کرده است) از آن اوست. و کارش به الله و اگذار می شود، و کسی که (به ربا خواری) باز گردد، آنان اهل آتشند و در آن جاویدان خواهد بود

یا فرموده الله متعال که 

همچنین میبنینم که اشباع غریزهٔ جنسی یکی از نیاز های فطری و طبیعی انسان بوده ولی در مقابل اخلاق خواهان حفظ عفت و کرامت انسانی و جلوگیری از فساد جنسی و اختلاط انساب میباشد. لذا شریعت مقدس اسلام از طریق حلال گردانیدن و تشرع عقد ازدواج در چارچوب منظم شرعی از یکسو به غرایز و خواسته های ذاتی انسان ها پاسخ مثبت داده و از جانب دیگر با تحریم زنا و روابط پنهانی و خارج از ازدواج ازدواج اسلامی، مصالح اخلاقی و اجتماعی را حفظ نموده است.

2. در روابط میان اعضای خانواده

همان طوری که دانستیم انسان جهت تحقق و حفظ مصالح فردی و اجتماعی ازدواج و تشکیل فامیل را مشروع و حتی موجب کسب ثواب دانسته ولی طبیعتاً انسان ها دارای خلق و خوی و سلیقه های متعدد و حتی متضاد میباشند که این امر باعث ایجاد نزاع میان آنها شده و خصوصاً در سطح فامیل و روابط زنا شویی زمانی که میان طرفین رابطهٔ ازدواج اختلاف و ناسازگاری به میان می آید. و برای حل این معضل جانبین را به صلح و سازش دعوت نموده و صلح را راه حل پسندیده و خیر کثیر دانسته است، و در صورتی که جانبین از خود گذری داشته باشند آنها را مستحق اجر و پاداش بزرگ میداند.

3. در روابط اجتماعی

اجتماع محیطی است که از افراد، اقوام، گروه های فکری و مذاهب تشکیل میشود و طبیعتاً در چنین محدوده ای وسیع که تفاوت های فکری و سلیقوی بی شمار اند اصطکاک و تقابل و ناهمخوانی خواسته ها و منافع و باور ها به میان خواهد آمد که در صورت نفوذ و گسترش این اختلافات زیان ها و ضربه های محکمی به امت و جامعهٔ اسلامی وارد خواهد آمد که اسلام آنرا نمی پسندد و به شدید ترین الفاظ نکوهش نموده و تفرقه را آثار نفاق و کفر معرفی کرده، امت اسلامی را به اتحاد و انسجام و صلح و هم پذیری و سازش فرا میخواند و جهت زدودن اختلاف ها راهکار های عملی و عقلانی را پیشنهاد میکند.

3.1. راهکار های ایجاد صلح در جامعهٔ‌ اسلامی میان مسلمانان

شرع مقدس اسلام جهت حل اختلافات میان مسلمانان راهکارهای متعددی را پیشنهاد نموده که درینجا چندتای آنها را طور نمونه بیان میداریم 

3.1.1. بیان اضرار تفرقه: نخستین راه برای جلوگیری از اختلاف و تشویق امت اسلامی به اتحاد و صلح بیان عواقب و نتایج زیان بار ناشی از تفرقه و اختلاف میان امت اسلامی است که الله متعال این حقیقت را جهت پیشگیری از وقوع اختلاف میان مسلمانان معرفی کرده و میفرماید«و اطیعوالله و رسوله...ولا تنازعو فتفشلو..»

3.1.2. ترویج اخوت اسلامی: همواره یکی از عوامل اختلاف و تشنج میان مردم در جوامع ما نژاد پرستی، قوم گرایی، برتری جویی و تعصب های مذهبی بوده است و شرع مقدس اسلام جهت حل این معضل اساسی در چندین مرحله و به مراتب انسان ها را از این افکار و عقاید نا سالم و غیر علمی منع نموده است؛ طوری که قرآنکریم در ابتدا به همهٔ افراد بشر خطاب میکند که شما دارای ارزش و احترام میباشید و بر بسیاری از مخلوقات خداوند برتری و فضیلت دارید، چنانچه میفرماید«و لقد کرمنا بنی آدم....»پس در صورتی که انسان دارای چنین فضیلت و برتری باشد چگونه شایسته خواهد بود که از قانون جنگل پیروی کرده و اختلاف و تفرقه را راه اندازی نماید و از هوای نفس دستور بگیرد؟

در مرحلهٔ بعد قرآنکریم از وحدت مبنا و خلقت انسان ها صحبت نموده، تعدد اقوام و نژاد ها و زبان ها را نوعی زیبایی و از نشانه های قدرت خداوند میداند تا انسان ها با اتکا با آن یکدیگر را بشناسند نه اینکه آنرا معیار و ملاک برتری قرار بدهند و تنها معیار و عامل برتری را تقوی دانسته است تا بجز آن انسان ها معیار و ملاک دیگری را نشناسند. طوری که میفرماید«یا ایهاالناس انا خلقناکم...»

در مرحلهٔ سوم مؤمنان را برادر هم دانسته و میان آنها پیوند عمیق برادری برقرار کرده و مسلمانان را مکلف به حفظ آن پیوند مینماید طوری که میفرماید «انما المؤمنون اخوه» یکی از دانشمندان در تحلیل این آیه چنین بیان میکند که اگر ما بخواهیم به همکار مان اظهار دوستی نماییم او را رفیق خطاب میکنیم، در حالیکه رابطهٔ برادری خیلی ها عمیق تر از رفاقت بوده و شریعت اسلامی انسان ها را برای برقراری روابط بسیار پرمعنا تر و صمیمیت بی انتهاء دعوت میکند.

3.1.3. ایجادصلح و سازش میان طرفین متنازع: شریعت مقدس اسلام در صورت بروز اختلاف و تنازع برقراری صلح و سازش را الزامی دانسته و مسلمانان بی طرف را مسئول و مکلف به میانجیگری و حل منازعه میان آنها دانسته و الله متعال میفرماید«و ان طائفتان من المومنین....»

خدواند متعال در این آیه شریفه صلح میان مردم را واجب و ضروری گردانیده و نیز برای تأکید آن در آیهأ دیگری میفرماید « انما المومین اخوه....» و نیز میفرماید «فاتقوالله و اصلحو ذات بینکم....»

3.1.4. تأکید بر ارزش های مشترک: راهکاری دیگری که اسلام عزیز برای جلوگیری وزدودن اختلافات و برقراری صلح پیشنهاد میکند. این است که باید بر ارزش های مشترک میان مسلمانان تأکید و تکیه کرد که برخی از انها قرار ذیل اند:

وحدت مسلمانان در اصل دین و اصول اسلامی از قبل توحید نبوت، معاد و نیز فروعات دینی که از ارزش های مشترک میان مذاهب اسلامی است. و اگر آنها روی این ارزش های مشترک تمرکز نمایند و مسائل اختلافی میان خود را از راه گفتگوی علمی حل کنند. اختلاف و نزاع ها تمام خواهد شد، صلح و همزیستی بر قرار خواهد شد. و بر مبنای همین اصول و فروع مشترک است که خداوند متعال میفرمان« این هذه امتکم....» و نیز مسلمانان را در صورت بروز اختلاف به پیروی از اصول و راهنمایی های الله متعال دعوت میکند طوری که رسول الله(ص) میفرماید اختلافات خود را با استفاده از ارشادات قرانکریم و سنت نبوی حل و فصل نمایید.

و همچنین جهت جلوگیری از تفرقه و تقسیمات مسلمانان به نام های مختلف ارشاد میفرمایند« واعتصموا ...»

3.1.5. مناظره و گفتمان علمی با روش نیکو

قرآن کریم مسلمانان را در مقابل اهل کتاب به مجادلهٔ احسن دعوت نموده و از اهانت به مقدسات آنها ما را منع مینماید تا موجب بر انگیختن احساسات و غضب و در نتیجه به میان آمدن جنگ، و نابودی صلح فراهم نشود. پس برای مسلمانان قطعاً جایز نمی باشد که در بحث میان هم کیشان خود که در مذهب و بعضی از فروع دین تفاوت دارند به اهانت و تحقیر یکدیگر ویا مقدسات هم بپردازند.

3.1.6. پرهیز از تکفیر مذاهب

پرهیز از تکفیر مذاهب: راهکاری دیگری که از تکفیر مسلمانان مذاهب دیگر خود داری نمایند. چنانچه میفرمایند که کسانی را که به وحدانیت الله متعال و رسالت پیامبران و روز آخرت ایمان داشته باشد را تکفیر نکرده و با آنها نجنگید. و اگر کسی گفت من مسلمانم نگویید مسلمان نیست«یا ایهاالذین آمنو اذا ضربتم فی ...»بنا بر این و با اتفاق فقهای اهل سنت و شیعه کسانی که شهادتین را بر زبان جاری نماید مسلمان هستند و تمام احکام شرع در مورد آنها صادق است.

3.2. راهکار های اسلام برای ایجاد صلح میان مسلمانان و غیر مسلمانان در جامعهٔ اسلامی

در جامعهٔ اسلامی علاوه بر مسلمانان کسانی نیز زندگی مینمایند که به دین اسلام باورمند نبوده و پیرو سایر ادیان الهی میباشند و تعدادی زیادی از مردم را تشکیل میدهند و چنانچه قرآنکریم بیان مینماید آنها در میان خویش نیز اختلاف و تفرقه دارند و یکی دیگر را مستحق عذاب الهی میدانند طوری که خداوند متعال میفرماید«و قالت الیهود لیست النصاری.....» ولی دیدگاه اسلام چنین است که سایر ادیان آسمانی نیز بر حق بودند و در زمان خود مردم را به سعادت و راه حق دعوت مینمودند ولی با رسالت حضرت محمدﷺ آن ادیان منسوخ و تنها دین مورد پذیرش حق تعالی دین مقدس اسلام میباشد. ولی از آنجا که پیروان سایر ادیان نیز هر یک خودشان را بر حق میدانند و طبعاً طرف مقابل را ناحق میپندارند که مشکلات و اختلافاتی به همین دلیل به میان آمده است و حتی گاهی منجر به تقابل جانبین و درگیری های خونین شده است. لذا اسلام جهت حل این معضل و برقراری روابط صلح آمیز میان ادیان راهکار هایی را در نظر گرفته است.

3.2.1. عدم تحمیل اسلام بر غیر مسلمانان

هر چندی که الله متعال، تنها دین بر حق و مستحق اطاعت، دین مبین اسلام را معرفی میدارد چنانچه میفرماید «و من یبتغ غیر الاسلام دینا...»ولی اجبار و اکراه غیر مسلمانان را به پذیرش اسلام قطعاً جایز ننموده و به خود آنها حق انتخاب میدهد که میان راه حق و باطل به ارادهٔ خود انتخاب نمایند، طوری که میفرماید«لا اکراه فی الدین قد تبین...» زیرا در صورت اجبار غیر مسلمانان به پذیرش اسلام اراده و اختیار آنها سلب خواهد گردید؛ و ایمان که یک امری قلبی و باطنی است فقط از کسی پذیرفته میشود که با طیب خاطر و با میل و رغبت خویش آنرا پذیرفته باشد نه از روی اجبار و اکراه طوری که در جای دیگر میفرماید« ولو شاء ربک .....» و نیز در آیه دیگری میفرماید« و قل الحق من ربکم فمن شاء فلیؤمن...» با توجه به آیات و دستورات الهی که در فوق متذکر شدیم ثابت میشود که شریعت ما تحمیل اسلام را بر دیگران را امری نا جایز دانسته و قطعاً نمی پسندد.

3.2.2. تأکید بر اصول مشترک میان ادیان

از ابتدای اسلام و شروع دعوت علنی پیامبرﷺ مخالفت های جدی پیروان سایر ادیان با ایشان شروع گردید و از انواع وسایل جهت توقف این رسالت بزرگ کار گرفتند ولی خداوند متعال مسلمانان را به صبر و همزیستی مسالمت آمیز دعوت مینمود طوری که در مورد یهودیان و مسیحیان میفرماید «قل یا اهل الکتاب تعالو الی ما ...» قرآنکریم در این آیه به مسلمانان می آموزاند که اگر کسانی حاضر نبودند در تمام اهداف مقدس تان با شما همکاری کنند، از پا ننشینید و بکوشید تا در قسمتی که با شما اهداف مشترک دارند همکاری آنها را جلب نمایید و آنرا مایهٔ پیش برد اهداف تان قرار دهید. چنانچه از سیرهٔ مطهرهٔ رسول اکرم ﷺ میخوانیم که ایشان در نامه به اسقف روم بر اشتراک ها تأکید داشته و مینویسد«همانا عیسی بن مریم روح و کلمه خداست و خداوند آنرا بر مریم پاک القا نموده و من به خداوند و آنچه به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان او نازل کرده و آنچه به عیسی و موسی و پیامبران از سوی پروردگار یکتا اعطا شده است ایمان دارم و میان هیج یک از آنها تفاوتی قایل نیستم...» که این شیوهٔ صلح مدارانهٔ اسلام باعث شد تا جمع کثیری از ملل متعدد و گوناگون شیفتهٔ آن شوند و اسلام به سرعت میان قلب ها نفوذ وگسترش چشمگیری پیدا کند، و یکی از بزرگترین ادیان جهان از لحاظ عظمت و کثرت پیروان شود.

3.2.3. نفی نژاد پرستی و تکیه بر آرمان های مشترک

الله متعال همهٔ نژاد بشر را از لحاظ انسانیت برابر دانسته و فقط معیار و عامل برتری و تقوی که یک دستاورد شخصی است میداند، چنانچه میفرماید«یا ایها الناس انا خلقناکم من ...» بر اساس ارشادات این آیه تمام نژادها و زبان ها با هم برابر بوده و گوناگونی آنها جهت تحکیم روابط و از جملهٔ آيات الهی می باشد نه معیاری برای برتری ولی با کمال تأسف که از گذشته تا کنون اشخاصی بوده اند که نژاد را معیار برتری قرار داده و جهت حفظ و کسب معام مورد ادعای خویش جنگ های خونین و بی رحمانه انجام داده اند.

خداوند متعال را امت واحد خوانده و میفرماید «کان الناس امة واحده...» کلمهٔ الناس شامل همهٔ افراد بشر می شود و دلالت این آیات بر این است که تمام انسان های روی زمین باید کنار هم به صورت مسالمت آمیز زندگی نمایند و بر روی عناصر مشترک مانند تساوی همهٔ در انسانیت توجه و تمرکز نمایند.

۴ گفتگوی مسالمت آمیز میان ادیان

چنانچه متذکر شدیم پدید آمدن اختلافات اختلافات میان مذاهب در یک دین امر اجتناب ناپذیر است، پس اختلاف میان ادیان مختلف طبیعتاً اجتناب ناپذیر خواهد بود ولی دین اسلام جهت حل و فصل این تعارض پیروان خود را به گفتگوی نیکو و جدال احسن فرا می‌خواند، چنانچه میفرماید《ولا تجادلو اهل الکتاب الا بالتی هی احسن》 یکی از اصول جدال است اینست که به معتقدات دیگران بی احترامی و توهین ننماییم وگرنه به صلح و سازش دست نخواهیم یافت، چنانچه خداوند متعال میفرماید 《ولا تسبو...》 

۴. صلح سیاسی یا صلح میان حکومت اسلامی با حکومت های غیر مسلمان

در مورد اینکه آیا روابط میان مسلمانان با کشور های غیر اسلامی بر صلح استوار است یا جنگ، میان فقهاء اختلاف دیدگاه موجود است، طوری که عده‌ای از فقها با پیروی از فقهای متقدمین اصل را در روابط میان حکومت هاي اسلامی و غیر اسلامی بر جنگ دانسته و صلح دائمی با آنها را جایز نمی شمرند. ولی فقهای معاصر با تایید اینکه این فتوی در زمان و مکان خود درست و مقتضي زمان خویش بود؛ این مسئله را استنباط می‌کنند که مطابق روح و رسالت دین مقدس اسلام و با توجه به آیات قرآن‌کریم و سیره مطهره رسول معظم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌توان نتیجه گرفت که صلح دراسلام اصل و مقصد بوده و جنگ حالت استثنایی و اعرضی است و راهی است جهت رسیدن به صلح . جهت جلوگیری از اطاله کلام دلایل کسانیکه جنگ را اصل ميدانند را متذکر نمی‌شویم و به ذکر چند دلیل که نشان دهنده اصالت صلح در اسلام است و رای و فتوی نیز بر همان استوار است بسنده میکنیم، ولی علاقمندان می‌توانند به مقالات تحت عنوان اصالت جنگ یا صلح در اسلام مراجعه نمایند.

همان طوری که متذکر شدیم دین اسلام صلح را اصل و جنگ را حالت استثنایی و عارضی دانسته که آیات ذیل بیان گر این مدعا میباشند

یا ایهاالذین آمنوا ادخلو.... ذکر کلمهٔ کافه در این آیه نشان‌دهنده آنست که در هر حالت(غالب ویا مغلوب بودن قوای اسلامی) و با تمام معنا باید از صلح استقبال نمود و هیچ استثنایی نباید بر آن قایل شد مگر آن صلحی که حلالی را حرام یا حرامی را حلال بگرداند. همچنین آیه مبارکه هر چیزی را که موجب بر هم زدن صلح شود را عمل شیطانی دانسته است. در جایی دیگر نیز میفرماید که حتی در جریان جنگ هم اگر دشمن پیشنهاد صلح داد شما بپذیرید و آن را قبول نمایید. 《و آن جنحو اسلم...》 نکته‌ای قابل ذکر این است که لفظ جنحوا از جناح گرفته شده به معناي تمایل و حرکت بسوی چیزی است و دلالت بر آن دارد که حتی از نشانه ها و گفتگو های ابتدایی برای صلح نیز استقبال باید نمود. این آیه را از آیه های ميدانند که صلح را به عنوان اصل اساسی برای حکومت های اسلامی معرفی می‌نمایند همچنین خداوند در آیه دیگر و جهت تاکید بر اصالت صلح میفرماید 《الالذین یصلون إلی قوم بینکم و بینهم میثق...》 تفسیر نمونه در باره شان نزول این آیه گفته است که نمایندگان قبیله ای به اسم اشجع نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم آمدند تا اعلام متارکه و بی طرفی نمایند، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم از آنها استقبال نمود ولی عده‌ای از صحابه به این کار راضی نبودند و خواهان تصاحب و تصرف سرزمین های آنان بودند و خداوند متعال ایشان را از این انگیزه منع نمود.

همچنین جهت جلوگیری از یک سوء تفاهم که گویا خداوند انسان را از ارتباط و دوستی با تمام غیر مسلمانان منع نموده، چنین میفرماید 《لا ینهکم الله عن الذین....》 این آیه تلویحاً به خوش رفتاری و برقراری روابط حسنه و رفتار عادلانه با کفار غیر مزاحم دعوت می‌کند و حاکی از آن است که اسلام خواهان ایجاد روح صفا و صمیمیت و نوع دوستی و احترام به انسان و انسانیت در میان مسلمانان است. و میخواهد قلب آنها نسبت به همنوعان شان نرم و مهربان باشد و زمینه های صلح اجتماعی فراهم شود. این یک اصل زیر بنایی

Related Articles

3 articles
Mar 24, 2022
2,309 views

سقراط

  سقراط  د نړۍ لومړنی فیلسوف ګڼل کېده، کتاب یې نه دی لیکلی، ځکه په لیکلو نه پوهېده. سقراط ډېر بدرنګه وو او شاګرد يې له داسې مجسمې څخه بېلګه وړاندې کړه.  که څه هم ظاهري مسخره وه، مګر دننه بیا يوه عجيبه او بی مثاله انسان وو. وتی د سقراط مور یوه قابله...

Oct 29, 2021
2,266 views

د چين دېوال حيرانوونکې کيسه!

ژباړه ـ فاطمه اعظم  پخواني چينایانو چې غوښتل د خپل هېواد ساتنه وکړي، د چين لوی ديوال يې جوړ کړ او داسې فکر يې کاوه چې ګواکې هېڅوک له دې دېوال څخه نه شي پورته کېدلای؛ خو له بده مرغه د دې دېوال له جوړولو وروسته په لومړیو سلو کلونو کې درې ځلې پر چين ير...

Sep 10, 2021
3,428 views

د "لیک لوست" زده کړې نړېواله ورځ

لیکنه ـ ریاض مقامزی  په نړۍ کې مختلفې ورځې ددې لپاره نمانځل کېږي، چې په یادو برخو کې د لاسته راوړنو یادونه وشي او هم یې د ننګونو او ستونزو په اړه غور وشي. د سواد نړېواله ورځ هم هر کال په ياده برخه کې د پرمختګونو او ننګونو په اړه د فکر لپاره نمانځل ک...

Recommended For You

Jun 02, 2023
37,762 views

وړیا PDF کتابونو معتبر سایټونه

وړیا pdf کتابونه چیرته پیدا کړو؟ ځواب: 👇 دلته میلیونونه کتابونه موندلی شئ  دا چې یو زیات شمیر کتاب لوستونکو او څېړونکو هیواد پریښی او له بده مرغه نورو هیوادونو کې د پښتو او فارسي کتابونو چاپي نخسې نه موندل کیږي او ددې ترڅنګ د هیواد په دننه کې هم د...

Nov 26, 2020
31,802 views

د نارينه د جنسيت د هورمون د کمېدو سببونه

هورمونونه په بدن کې ورو ورو خو ژور او دومداره اغېز لرونکي کيمياوي مواد دي، هورمونونه ورو ورو تاثیر پيلوي خو دا تاثيرات یې بیا د ډېر وخت لپاره دوام کوي، هورمون د کاربون هيدرات او شکرو غوندې نه دي چې يو کس ته لس دقيقې غښتلې انرژي ورکړي لس دقيقې وروسته...

Dec 18, 2020
30,927 views

که جرأت نه لرئ، مه خفه کېږئ! دلته يې لاملونه او حللارې لوستلای شئ

 ژباړه: هدایت الله همت ارواپوهانو له نظره، بې جراتي او پر ځان نه باور له هغو ستونزو دي، چې ځوانان د ماشوم والي له دورې ورسره لاس و ګرېوان کېږي. دوی ته دا حق نه ورکول چې له خپلو حقه حقونو ساتنه وکړي او که کله دوی دا کار کوي نو د کورنۍ د مشرانو له خوا...

Have something to share?

Share your knowledge with the Ketabton community.

Write an Article