ناگفته های جنبش روشنفکری افغانستان

سید محمد رضا علوی

3K Views
2K Downloads
53.32 MB Size
727 Pages

About this book

سخن نویسنده

 

                                    «ملت افغانستان بعد از هر غسل خون و آتش،

                              دوباره همان پیراهن چرکین گذشته را به‏تن مى‏کند.»

                                                                         «میرغلام محمد غبار»

 بود یا نبود روشنفکر «افغان» محل سؤالات جدی است:

ـ     آیا در جامعۀ افغانستان قشری روشنفکری پا گرفته است یا خیر؟ 

=    از یک نظر بله، از دیگر نگاه خیر!

بله، چون بودند و هستند سلول‏های که ادعای روشنفکری داشتند و دارند.

نه، به‏خاطر این‏که در جامعۀ افغانی تا هنوز طبقۀ متوسط بورژوا و قدرتمند به‏وجود نیامده و خرده بورژوازئ نوپای موجوده به‏قدری ضعیف است که کم‏ترین نقشی در تبیین و تعیین خط السّیر جامعۀ افغانی دارد... روشنفکر لزوماً در جوامع متوسط شهری ظهور می‏کند و ما در افغانستان شهرهای توسعه‏یافته نداریم. 

طبیعت سخت افغانستان همچنان‏که در برابر کشورگشایان مقاوم است، در برابر رشد مدنیت و پذیرش افکار جدید هم یکی از موانع است. طبیعت خشن، انسان‏های نا منعطف می‏پروراند. دراین مورد دربخش چهارده‏هم بیش‏تر سخن خواهیم گفت.

باز هم نه، به‏خاطر این‏که روشنفکر در جامعه‏ی ظهور می‏کند که در آن حد لازمی از درک و فهم منافع مشترک و انسجام و همنوایی برای نیل به‏خواسته‏های مشترک به‏وجود آمده باشد؛ به‏بیان ساده: «ملت» شکل گرفته باشد و ما در افغانستان این را نداریم. در افغانستان جزایر انسانی وجود دارند که تا هنوز به‏خواسته‏های مشترک نرسیده‏اند، هربخشی مطالبات خاص خود را دارد.   

 در چنین اوضاع و شرائط است که باید بپذیریم «روشنفکر افغان بذرى در شوره‏زار است» به‏تعبیرى فرزند ناخلف و نابه‏هنگام زمان است. شاید هم به‏‏دلیل نبود یا کمبود منابع روشنفکرزا در کشور، بتوان گفت «روشنفکر افغان، جنین مرده در رحم است؛ یا مولودى نارس و ناقص‏الخلقه مى‏باشد» 

هرچه بگویی از این‏ها فراتر نیست. زیرا بنا به‏دلائل پیش‏گفته، رشد و بلوغ نداشته؛ هم در شناخت از جامعۀ خود، هم در تولید «فکر» هم در تشخیص جایگاه واقعى خود، هم در امر برقرارى تماس با مخاطبان و هم در امر مسئولیت‏پذیرى نسبت به‏کنش و منش خویش، همواره مشکل داشته است...او تنها یک گنگ خواب دیده است. آواز او عاریتی است و بانگش هم نا مفهوم، نا به‏هنگام، نارس، ناقص! 

 مع‏‏الوصف، با این هم نباید از حق گذشت که مدعیان روشنفکری در این راه قربانیانی هم داده‏اند. از محرومیت، زندان، شکنجه، رنج، آواره‏گی، گرسنه‏گی... گرفته تا چوبۀ‏دار و میدان تیر را دیده‏اند. به‏گفتۀ عطار نیشابوری در منطق الطیر: 

صد هزاران سر در این ره گوى شد

بس که خون‏ها زین طلب در جوی شد 

خون‏های بسیار پاکی در این راه به‏زمین ریخته است، اما این خون‏ها هدر رفته و ره‏آورد چندانی نداشته! تلاش‏ها ناکام بوده! این باید دلائلی داشته باشد که چرا ما بهای هرچیز را چندبار و بیش از آن چه است، می پردازیم؟ 

از وارثان این‏خون‏ها هم می‏گوئیم، همان‏ها که امروزه مدعیان دروغین روشنفکری هستند ... چه‏ آسان توانستند ‏الفبای روشنفکری را به‏ابتذال بکشانند!

... برای چندمین بار ثابت شد که افغانستان چگونه مدفن مفاهیم عالئ انسانی و مزبلۀ گفتمان‏های فاخر بشری است! اسلام، سوسیالیسم، دموکراسی، روشنفکری، حقوق بشر... در این سرزمین به‏خاک خورده‏اند.

  کتاب حاضر «سیاه قلم عیب و هنر جنبش روشنفکری افغانستان» است که  این‏جنبش را در چهار سطح به‏بررسى گرفته است:

 ۱  ـ   عصر پیش ‏مکاتب (با هدف  مشروطه ‏خواهى)؛

 ۲  ـ   عصر مکاتب  (با اهداف برابرى ‏طلبانه)؛

 ۳  ـ  عصر فرامکاتب  =  انفجار اطلاعات، لیبرال دموکراسى، زندگئ آگاهانه بر مبناى رقابت آزاد... که کشور ما توانایی استفاده از آن را نداشت. 

۴  ـ عصر معامله‏گری، خودفروشی، دیگرفروشی، شووینیسم، فریب، فساد و خیانت با نقاب و شعار روشنفکری!

سید

Shared By

سید
1 year ago

This content was uploaded by our user in good faith, assuming they have permission to share this book. If you own the copyright and believe it is wrongfully on our website, please follow our simple DMCA procedure by clicking here to request removal.

More Titles by This Author

Related Books

Others to Explore

View All

Popular Categories

Secured by Stripe