ناگفته های جنبش روشنفکری افغانستان
سید محمد رضا علوی
About this book
سخن نویسنده
«ملت افغانستان بعد از هر غسل خون و آتش،
دوباره همان پیراهن چرکین گذشته را بهتن مىکند.»
«میرغلام محمد غبار»
بود یا نبود روشنفکر «افغان» محل سؤالات جدی است:
ـ آیا در جامعۀ افغانستان قشری روشنفکری پا گرفته است یا خیر؟
= از یک نظر بله، از دیگر نگاه خیر!
بله، چون بودند و هستند سلولهای که ادعای روشنفکری داشتند و دارند.
نه، بهخاطر اینکه در جامعۀ افغانی تا هنوز طبقۀ متوسط بورژوا و قدرتمند بهوجود نیامده و خرده بورژوازئ نوپای موجوده بهقدری ضعیف است که کمترین نقشی در تبیین و تعیین خط السّیر جامعۀ افغانی دارد... روشنفکر لزوماً در جوامع متوسط شهری ظهور میکند و ما در افغانستان شهرهای توسعهیافته نداریم.
طبیعت سخت افغانستان همچنانکه در برابر کشورگشایان مقاوم است، در برابر رشد مدنیت و پذیرش افکار جدید هم یکی از موانع است. طبیعت خشن، انسانهای نا منعطف میپروراند. دراین مورد دربخش چهاردههم بیشتر سخن خواهیم گفت.
باز هم نه، بهخاطر اینکه روشنفکر در جامعهی ظهور میکند که در آن حد لازمی از درک و فهم منافع مشترک و انسجام و همنوایی برای نیل بهخواستههای مشترک بهوجود آمده باشد؛ بهبیان ساده: «ملت» شکل گرفته باشد و ما در افغانستان این را نداریم. در افغانستان جزایر انسانی وجود دارند که تا هنوز بهخواستههای مشترک نرسیدهاند، هربخشی مطالبات خاص خود را دارد.
در چنین اوضاع و شرائط است که باید بپذیریم «روشنفکر افغان بذرى در شورهزار است» بهتعبیرى فرزند ناخلف و نابههنگام زمان است. شاید هم بهدلیل نبود یا کمبود منابع روشنفکرزا در کشور، بتوان گفت «روشنفکر افغان، جنین مرده در رحم است؛ یا مولودى نارس و ناقصالخلقه مىباشد»
هرچه بگویی از اینها فراتر نیست. زیرا بنا بهدلائل پیشگفته، رشد و بلوغ نداشته؛ هم در شناخت از جامعۀ خود، هم در تولید «فکر» هم در تشخیص جایگاه واقعى خود، هم در امر برقرارى تماس با مخاطبان و هم در امر مسئولیتپذیرى نسبت بهکنش و منش خویش، همواره مشکل داشته است...او تنها یک گنگ خواب دیده است. آواز او عاریتی است و بانگش هم نا مفهوم، نا بههنگام، نارس، ناقص!
معالوصف، با این هم نباید از حق گذشت که مدعیان روشنفکری در این راه قربانیانی هم دادهاند. از محرومیت، زندان، شکنجه، رنج، آوارهگی، گرسنهگی... گرفته تا چوبۀدار و میدان تیر را دیدهاند. بهگفتۀ عطار نیشابوری در منطق الطیر:
صد هزاران سر در این ره گوى شد
بس که خونها زین طلب در جوی شد
خونهای بسیار پاکی در این راه بهزمین ریخته است، اما این خونها هدر رفته و رهآورد چندانی نداشته! تلاشها ناکام بوده! این باید دلائلی داشته باشد که چرا ما بهای هرچیز را چندبار و بیش از آن چه است، می پردازیم؟
از وارثان اینخونها هم میگوئیم، همانها که امروزه مدعیان دروغین روشنفکری هستند ... چه آسان توانستند الفبای روشنفکری را بهابتذال بکشانند!
... برای چندمین بار ثابت شد که افغانستان چگونه مدفن مفاهیم عالئ انسانی و مزبلۀ گفتمانهای فاخر بشری است! اسلام، سوسیالیسم، دموکراسی، روشنفکری، حقوق بشر... در این سرزمین بهخاک خوردهاند.
کتاب حاضر «سیاه قلم عیب و هنر جنبش روشنفکری افغانستان» است که اینجنبش را در چهار سطح بهبررسى گرفته است:
۱ ـ عصر پیش مکاتب (با هدف مشروطه خواهى)؛
۲ ـ عصر مکاتب (با اهداف برابرى طلبانه)؛
۳ ـ عصر فرامکاتب = انفجار اطلاعات، لیبرال دموکراسى، زندگئ آگاهانه بر مبناى رقابت آزاد... که کشور ما توانایی استفاده از آن را نداشت.
۴ ـ عصر معاملهگری، خودفروشی، دیگرفروشی، شووینیسم، فریب، فساد و خیانت با نقاب و شعار روشنفکری!
Open on your phone
Scan this code with your phone's camera to open this book on mobile.
This content was uploaded by our user in good faith, assuming they have permission to share this book. If you own the copyright and believe it is wrongfully on our website, please follow our simple DMCA procedure by clicking here to request removal.
More Titles by This Author
Related Books
Others to Explore
ژوند دي ناکام ماخستن
(بشري حقوق (پراخه لومړنۍ ټولګه
اموزش حج و عمره همراه با عکس..
انګليسي په ۹۹ ورځو کي زده کړئ
مبادي محاسیه
بیلتون
Dancing in the Mosque
سورة الضحی کاتفسیر وترجمه بزبان اردو
تنفسي او د زړه د دسامونو روماتېزمل ناروغۍ
نړۍ کې د پارلمانونو منځته راتګ
موږ او توحید
بېله دنيا
انسی - 13
ایمان پلورونکي: دویمه برخه
اژدهای خودی
د ژبښووني مسالې
ژوندون شماره ۲۷ و ۲۸ سال ۳۳
هدیة العطار فی الصحة و التعذیة
عروج بارکﺯايي
څنګه ژوند وکړو دويم ټوک
۳۵ تفهیم القرآن مودودی تفسیری
ټولنيز لوستونه پنځم ټولګی
پوهانو انځوریزه ټولګه
مجلهء دری ادب 18 - 3 - 4
Popular Categories
Secured by Stripe