غروب از کجا
عبدالبصیر ذاکری
Written a book? Sell it on Ketabton and keep 80% of your earnings.
About this book
نوشتم من تقدیرم اگرچه خواست یکتا بود
نوشیدم می زخوشی را اگرچه می زغم ها بود
نبودم من آشنای به او دل باخته لبخندم
ندانم پیش کی ها بود ولی این درد تمنا بود
دلی مهجورم می دارد روح و جسمم به اقبالش
ولیکن روح و جسم من همیشه تار ز آنها بود
لزوم نیست که مرهم به زخم دلم پاشید همه با وات
نخواهد دل مرهم بسیار که بیمار نیست ویران بود
نوشتم من تقدیرم با دست یار نا آزار و بی عطفم
همه را حذف کنم در جا که کارم تماماً میل آنها بود
Open on your phone
Scan this code with your phone's camera to open this book on mobile.
This content was uploaded by our user in good faith, assuming they have permission to share this book. If you own the copyright and believe it is wrongfully on our website, please follow our simple DMCA procedure by clicking here to request removal.
0 Comments
Sign in to leave a comment.
No comments yet. Be the first to share your thoughts.
More Titles by This Author
Related Books
Others to Explore
د باړه مومند تاريخ 2 ټوک
امبریولوژی طبی
د حضرت عیسی عليه السلام ژوند ته کتنه
سر زمین من
تجوید
دحدیثو مجموعه
تفسیر احمد
$1
د بریا اصول
ده شام شهید
ادبي لښتې - ۸۰
فزيک لسم ټولګی
د وردگو مینه ناول
دری؛ خواندن و نوشتن هجایی - 1373
ارنستو چي ګوارا
د ترکیې هیواد ته د لیسانس د زده کړو لپاره د نوم لی...
4000 Essential English Words 3
پښتو معاصر ليکوال
۱۰۳ تفهیم القرآن مودودی تفسیری
خونکار
دانلود کتاب حکومت در اسلام
برآمدن صفویه - جلد 6
معاهدهء دولتین علیتین افغانستان و ایران - 1302 شمس...
د تروږمۍ مسافر
وا معتصما !! ای معتصمه (یو مسلمانی خور اواز) ناول
Popular Categories
Secured by Stripe